مديريت به معناي اداره كردن و گردانيدن يك سازمان است كه به فراهم كردن امكانات و تنظيم امور عادي و جاري سازمان كه از قبل تعيين شده است مي پردازد .

مديريت يك امر قانون گرا ست كه حالتي سنتي و كلاسيك دارد و تصميمات رفتار خود را بر اساس قانون به شكل ثابتي تنظيم مي كند  

وظايف مدير بطور كلي عبارتست از :  

  1. برنامه ريزي

تعريف : برنامه ريزي عبارتست از فرايندي داراي مراحل مشخص و بهم پيوسته براي توليد يك خروجي منسجم در قالب سيستمي هماهنگ از تصميمات  

  1. بكار گماري

تعريف : كل وظيفه مربوط به انجام امور مربوطه به نيروي انساني در سازمان شامل جذب ، استخدام ، آموزش ، فراهم آوري و نگهداشت شرايط كاري مناسب است  

شرح : مديريت منابع انساني نيز حوزه اي است كه وظيفه بكار گماري مي گنجد  

  1. بودجه بندي
  2. تصميم گيري
 

تعريف : تحليل گزينه هاي مختلف در مورد يك موضوع و گزينش يك يا چند گزينه  

شرح : برخي نويسندگان تصميم گيري را يكي از وظايف مديران مي دانند بعنوان مثال در برنامه ريزي ، انتخاب گزينه  هاي مختلف در مورد اهداف است  

  1. رهبري
  2. سازماندهي
 

تعريف : گروه بندي فعاليتهاي ضروري براي دستيابي به اهداف

تخصيص هر گروه از فعاليتها به يك مدير به همراه قدرت و اختيار لازم براي نظارت بر آن و تامين هماهنگي افقي و عمودي در ساختار سازمان  

شرح : سازماندهي شامل فعاليتهايي براي طراحي ساختار سازماني ، تعيين مسئ.ليت افراد و شرح وظايف آنها ، طبقه بندي مشاغل ، تفويض اختيارات و ... است  

  1. سياستگذاري
  2. كنترل
 

تعريف : وظيفه مديريتي كنترل عبارتست از اندازه گيري و اصلاح عملكرد براي دستيابي به اين اطمينان كه اهداف سازمان و برنامه هاي تدوين شده براي دستيابي به آم اهداف به سرانجام مي رسند  

شرح : كنترل يكي از وظايف مديريت است . كنترل مديريتي معطوف به كل سازمان است اما در قالب روش هاي مشخص براي كنترل مالي ، كنترل كيفيت و ... نيز مطرح مي شود . كنترل به صورت ضمني فعاليت نظارت و ارزيابي را نيز شامل مي شود .

  1. گزارش دهي
 
  1. نظارت
 
  1. هدايت

كار پيوسته تصميم سازي و بيان آنها در قالب دستورات مشخص و دستورالعمل ها و انجام وظيفه به عنوان رهبر سازمان .

شرح : برخي از نويسندگان رهبري را معادل هدايت مي دانند . همچنين برخي بجاي واژه هدايت از واژه رهبري استفاده مي كنند  

  1. هماهنگي
 

تعريف : تمام فعاليتهاي مربوط به برقراري ارتباط متقابل بين اجزاي مختلف كار  

وييژگيهاي مدير :  

كمال و ثبات و استواري داشتن  

استفاده از قضاوت درست به هنگام تصميم گيري  

امين و قابل اطمينان بودن  

با وجدان و وفادار به قول  

در رفع مشكلات كوشا بودن  

داشتن حس پذيرش مسئوليت  

توانايي هاي عمومي مدير :  

سلامتي جسمي / سلامتي رواني / توانايي هاي بلوغي / نگرش و جهان بيني / اخلاق و رفتار مناسب  

توانايي هابي رهبري :  

قدرت پاداشي / قدرت اجباري/ قدرت قانوني / قدرت مرجعيت / قدرت تخصصي  

مهارتهاي مديريت :  

تجزيه و تحليل مسائل / قضاوت / توانايي سازماني / مصمم بودن / تحمل فشار / ارتباط شفاهي / انگيزه شخصي / ارزش هاي آموزشي  
 
 
 

برنامه ريزي : فرايندي داراي مراحل مشخص و بهم پيوسته براي توليد يك خروجي منسجم در قالب سيستمي هماهنگ از تصميمات است .  
 

ويژگي هاي برنامه ريزي : 

1) تشخيص يك نياز يا انعكاس يك انگيزه 

2) جمع آوري اطلاعات

3) مرتبط ساختن اطلاعات و عقايد

4) تعريف اهداف  

انواع برنامه ريزي :  

از جنبه ماهيت : فيزيكي / سازماني / فرايند/ مالي / وظيفه اي / عمومي  

از جنبه زماني : كوتاه مدت (عملياتي و تاكتيكي ) / ميان مدت / بلند مدت  

برنامه ريزي استراتژيك : گونه اي از برنامه ريزي كه در آن هدف ، تعيين استراتژيهاست و از آنجايي كه استراتژي مي تواند داراي عمر كوتاه يا بلند باشد برنامه ريزي استراتژيك  مي تواند بلند مدت يا كوتاه مدت باشد .  

مزاياي برنامه ريزي استراتژيك : مديران را به سازمان علاقمند مي كند / تغييرات محيطي را به سازمان نشان مي دهد / آينده نگري را در  ميان مديران تقويت مي كند / باعث هماهنگي و  تفاهم در سازمان مي شود  

مفاهيم برنامه ريزي :

  • جريان و مداومت :  برنامه ريزي به نوشتن برنامه ختم  نمي شود بلكه فرايندي است كه بايد مداومت داشته باشد
 
  • ارشاد وهدايت : برنامه ريزي متضمن ارشاد و هدايت ، مداخله در فعاليتهاي جمعي است
 
  • دورنگري و هدف گيري : برنامه ريزي فعاليتي است جهت دار و دورنگر و بسته به چگونگي انتخاب هدف ، ممكن است فعاليتي باشد آينده نگر ،آينده ساز ، يا آينده گزين
 
  • تفكر و عقلانيت : برنامه ريزي ، فعاليتي است حساب شده و منطقي . يعني بايد متكي به اطلاعات دقيق و صحيح باشد . نيازها و انتظارات را تشخيص دهد، محدوديتها ،تنگناها،موانع و منابع موجود و محتمل را محاسبه و پيش بيني كند و از مقايسه محدوديتها و منابع حوزه امكانات را تعيين كند .
 

از آنچه گفته شد مي توان نتيجه گرفت كه :  

برنامه ريزي فرايندي است مداوم ، حساب شده و منطقي ،جهت دار و دورنگر به منظور ارشاد و هدايت فعاليتهاي جمعي براي رسيدن به هدف مطلوب .